سلام مامان سیده ی من

دیــــــنگ دیــــــــنگ..ســـــلام..عمویی مهمون نمی خوایـــین
دیدنتون از همین راه دور پُرم کرد از حس خوبی که سال ها دنبالش بودم...میدونید عزیز جون من اصلا مادربزرگام ندیدم؟؟
شما یه نعمتین...عمو شباهتتون...اصلا از چهره شبیه عزیز جون نیستین...ولی مهربونی نگاهتون ...عمو مواظب این فرشته مهربونمون باشین
تموم تصورم از یه مادربزرگ همین روسری سفید و چادر گل داره...خودم میگم عمو، جای هممون خالی بود
پنوشت:چقدر دلم می خواست یه روزی عکسی از مامان فاطمه می دیدم...واسه همین ثبتش کردم تو وبم...انگاری منم اونجا بودم...بچه ها قدر این اتفاقای قشنگ و بدونیم..
شیرین جونم :ممنون بابت این عکس خوشگل
به نام خدا ی دل های پاکــــــــــــــــــــــــ

دلم می خواد امروز و یاد مادرایی باشم
که عشق و هدیه دادن و بی مهری گرفتن وقانع ان
که مهـــــــــر هدیه دادن وبی وفایی دیدن و قانع ان
که آغوشِ با عشق هدیه دادن و تنهایی گرفتن و قانع ان
که نوای لالایی هدیه دادن و روزه ی سکوت گرفتن و قانع ان
امروز و می خوام یاد تک تکِ اون قلب هایی باشم که هنوز بواسطه ی تک تک بچه ها تِکه تِکه شده و هر تِکه بیـــاد یه فرزند داره میتپه.
مامانم همیشه میگه :خدایا همه رو به دردِ شیرین ِ مادر بودن مبتلا کن
مامانم ........هیچی ندارم که لای کاغذ رنگی دنیـــا برات بپیچم میدونی که تموم رنگ و برق دنبا بی لبخندت،بی آغوشت..بی وجودت برام فقط دورنگه...سیاه..سفید
خدایا قلب منشوری مامانا رو برامون نگه دار
***-------------------------------------------------------------------------------***
عموی مهربون و صبورم....میدونم این روزام دستای مامان فاطمه مثل همیشه تکیه گاه تونه از ته ِته دلم می خوام سایه ی این دست و گرمی آغوششون تا ابد کنارتون باشه
از طرف ما هم دست های مامان فاطمه رو بوسه باروووووون کنین
سالروز میلاد خانوم فاطمه زهرا مبـــــــــــــــــارکــــــــــــــ



